جشن تولد امیرسینا

چند روز پیش تولد امیرسینا پسر خاله هاجر بود.

قبل از تولد بهش زنگ زدم گفتم چی برات بخرم؟

گفت: یه تفنگ بزرگ بزرگ

گفتم: باشه یه تفنگ واقعی برات میخرم

گفت: خاله   اِه   اگه از پشت بزنم خون نیاد ها .... چیزهِ ... اون نمیره  هاتعجب

اون پسر کوچولویی که بالای مبل نشسته و پیراهن قرمز پوشیده داریا کوچولوهماچ

 

آیسان در کنار هانا کوچولو

این هم امیرسینا در کنار دوستش سورنا (سمت راست با پیراهن سفید)

این دو تا بچه واقعا همدیگه رو دوست دارند و عاشق هم هستند. قلب

مامان سورنا میگفت: وقتی امیرسینا مهد نمی ره سورنا شبها خوابشو می بینهنیشخند

/ 4 نظر / 46 بازدید
فريبا

واي الهي من دور هانايي و ايسان جون بگردم

مليحه

به به چه خبر اينجا چقدر بروز شدي من خبر نداشتم دور اون بچه هاي ملوس ميرم من