یک لقمه 5000 تومانی!

سه شنبه همین هفته (6-10-90)، من به آیسان یک ساندویج ژامبون دادم که برای تغذیه به مدرسه ببره. البته این ساندویج رو بابایی علی برای آیسان آورده بود.

ظهر ه آیسان از مدرسه برگشت با هیجان گفت:

« مامانی همه بچه ها دور من جمع شده بودند و همه از ساندویج من می خواستند اصلا نمی زاشتن من تغذیمو بخورم.... تازه نسترن 5 تومن داد من بهش یه لقمه دادم.»

من: چی؟ 5 هزار تومان از نسترن گرفتی؟

آیسان: «آره . خودش داد. من که نگفتم. من هم گرفتم. الان تو کیفم»

من: دخترم کار درستی نکردی ها...... حتما فردا پول نسترن رو می بری بهش میدی. ..... در ضمن دیگه نباید ساندویج ببری که بچه ها دهنوشون آب بیفته و برای اینکه بهشون بدی مجبور بشن به تو پول بدن از خود راضی

/ 5 نظر / 9 بازدید
هدی

آیسان نامرد !!!! من هم دلم ژامبون میخواااااااد تنها تنها می خوری یه تعارف هم نمیزنی :)

تكتم

[چشمک]خوب راست ميگه ! من ميتوان دركش كنم... يادمه هميشه ساندويچ من را هم كلاسي هامي خوردن بهضي هشون كه با انصاف تر بودن بهم پول يك ساندويچ ميدادن يا ميرفتن از بوفه مدرسه برام ميخريدن،كه هم من گشنه نمونم هم اون ها به مراددلشون كه خوردن ساندويچ خانگي بود برسند [ماچ]

مژده

این هم نتیجه رعایت اصول تغذیه توسط مادران امروزی است که بچه ها برای یه لقمه ژامبون چه ها که نمی کنن!

ح.ش

معلومه كه شم بازاريابي و فروشش خيلي خوبه! مملكت ما در آينده يك مدير فروش برجسته خواهد داشت!